ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

181

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

مىكنند ، و در عوض آن خار و خاشاك و گل و سنگريزه و انواع عقاقير و ادويه هر ادويه مىستانند و هرگز از آن ديار ازو بضاعت به هيچ موضعى نفرستد ، هر آينه اين حكايت را از اطراء منزه دانند ، بل اين اوصاف را به وجه انصاف استحقاق شمرد و مع هذه الخصايل و الشمايل اتساع عرصات آن « جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ 164 » استماع افتاده ، طول و عرض و تعداد مشاهير بلدان از كتاب بوريحان و كفاة مجتازان و ثقاة مسافران بر بن وجه تقرير افتاده كه مليبار از حد لهور تا خط كولم مقدار سيصد فرسنگ زمين است ، ديوله از مبتداى كنبايت تا حدود مليبار زيادت از چهارصد فرسنگ زمين باشد ، و سوالك صد و بيست و پنج هزار پاره شهر و ديه است و گوجرات كه كنبايت اسم علم آنست هفتاد هزار پاره شهر و ديه است و ناحيت مالوا هزار هزار و هشتصد و نود و سه هزار شهر و قرى و ضياع در تعداد آمده 165 . و تا تاريخ وضع اين كتاب سى سال باشد كه پادشاه مالوا لواى سلطنت فرو - گشوده و قرين و ضمين خاك شده و ميان پسرش و وزير بساط رقعهء منازعت مبسوط ، و بعد از 166 پيكار و كارزار هريك طرفى از ممالك به دست فرو گرفتند و هر سال از بيشتر اطراف هند به آنجا تاختن مىبرند و اموال و نعم و قند و فراخ شاخ و پرده و چادرى غارت مىكنند و هيچ تفاوت فاحش بدان راه نمىيابد . و تماميت بلاد و ديار هند معمور و اهالى غرق نعمت و سرور ، و در فصول اربعه درين ديار هفتاد نوع گل رنگين پربار و العجب ديگر انواع رياحين بىتكلف و رياحين تطلب ( ؟ ) موجود و مهيا باشد و همچنين : بيت دى و بهمن و آذر و فرودين * هميشه پر از لاله بينى زمين هوا خوشگوار و زمين پر نگار * نه گرم و نه سرد و هميشه بهار